سه شنبه 27 آذر دفاع کردیم... من و یکی از همکلاسی هام. ولی برای خودم بعضی از حواشی دفاع جدید بود. یکی اینکه کلی از دوستامو دعوت کرده بودم؛ بعدا که رفتم دیدم سالن 30 نفر بیشتر جا نداره، دعا می کردم بعضی
نگرانم که اگه فارغ التحصیل بشم و دیگه دانشجو نباشم؛ سر عنوان وبلاگم چی میاد؟ باید عوضش کنم بذارم دست نوشته های غیر دانشجویی!
اگه خدا بخاد یکی دو تا مطلب علمی هم تنگ وبلاگم بذاریم دیگه خیلی تکراری شده.
یک سخنران مطرح در زمینه تند خوانی حرف جالبی زد: دانشجوها میگن بازدهی ما شب امتحان 5برابر میشه؛ ولی من بهشون میگم اشتباه نکنید بازدهی شما همین قدر هست منتها وقت های دیگه 1/5 میشه!!!
من برای یکی از امتح
یه سخنرانی بود درباره تاریخ ائمه معصومین علیهم السلام که وقتی به امام زمان رسید گفت "مردم بعد از شهادت امام حسن عسگری منتظر فرزندش بودند که بهشون گفته میشه که اون امام در غیبت هستن و میگن برید آماده ب
من تازه فهمیدم که ریاضی خوندن چقدر کار سختیه!
یه استاد زبان دارم که درست مثل خود خارجیا انگلیسی حرف میزنه؛ جوری که خودش تعریف می کنه یه عده رو سر کار گذاشته بوده؛ تا مدت ها فکر می کردن که این خارجیه!
سال نو مبارک
وقتی که یه سالی میخاد نو بشه دیگه باید با خیلی چیز ها خداحافظی کرد. شاید لباس عید هایی که سال ها پیش خریدیم الان نه تنها مد نیست بلکه اصلاً تو بازار نیست. شاید سفره هفت سین هایی که سال ها